مرتضى راوندى

198

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مصريان قديم با آنكه هنگام موميايى كردن فرصت كافى براى مطالعه و تحقيق در ساختمان بدن انسان داشتند ، در اين كار پيشرفت شايانى ننمودند . با اين حال آنها استخوانهاى بزرگ و امعاء و احشاء را با دقت وصف كرده‌اند . قلب را محرك اصلى بدن و مركز جهاز دوران خون دانسته‌اند . در يك پاپيروس نوشته شده : « رگهاى قلب به همهء اندامهاى بدن مىرود و طبيب ، خواه دست خود را بر پيشانى انسان بگذارد يا بر پشت‌سر يا بر دست و پاى او ، همه‌جا با قلب روبرو مىشود . » ميان اين گفتار و آنچه لئوناردو داوينچى « 44 » و هاروى « 45 » گفته‌اند گامى بيش نيست ولى براى برداشتن اين گام سه‌هزار سال زمان لازم بود . در علم طب مصريان موفقيتهايى كسب كردند . بايد دانست كه طبابت قديم مصرى بيشتر صورت سحر و جادو داشته و گمان مىكردند كه چون شيطان به جسم كسى درآيد بيمار مىشود و علاج آن را خواندن عزايم و اوراد مىدانستند . مثلا زكام را با خواندن اين عبارت معالجه مىكردند : « اى سرماى پسر سرما بيرون شو ، اى كه استخوانها را خرد مىكنى و هفت سوراخ سر را بيمار مىسازى . . . خارج شو و بر روى زمين بيفت . اى گند ، اى گند ، اى گند ! » ولى بعدها طب مصرى ترقى كرد و در رشتهء جراحى و قابلگى و امراض زنانه و امراض معده و چشم ، عده‌اى به نام متخصص مردم را مداوا مىكردند . در يك پاپيروس قديمى از 48 حالت جراحى از شكستگى كاسهء سر تا جراحتهاى نخاع بحث شده . اهميت طبيب مصرى به پايه‌اى بود كه كورش يكى از آنها را به كشور خود دعوت كرد . امراض معمولى آن ايام عبارت بود از سل استخوان ، تصلب شرايين ، سنگ كيسهء صفرا ، آبله ، فلج اطفال ، فقر الدم ، التهاب مفاصل ، صرع ، نقرس ، اپانديسيت ، چرك كردن لثه و كرم‌خوردگى دندان ، در مقابل اين امراض پزشكان مصرى دستورهاى دارويى مىدادند . در يك پاييروس نام هفتصد دارو براى درمان امراض گوناگون از گزش افعى تا تب نفاسى ذكر شده . علاوه بر گياهها و ريشه‌هاى شفابخش از خون سوسمار ، دندان گراز ، مغز سر سنگ‌پشت ، شير زن تازه‌زا ، و پيشاب دختر بكر براى مداواى بيماران استفاده مىكردند . مصريان سعى داشتند با وسايل بهداشتى نظير ختنه كردن و استعمال مسهل و تنقيه تندرستى خود را حفظ كنند . پلينى « 46 » عقيده داشت كه مصريان عادت به تنقيه كردن را از لك‌لك آفريقايى آموخته‌اند . اين حيوان كه غالبا مبتلا به يبوست است منقار خود را در مقعد داخل مىكند و آن را به عنوان آلت تنقيه به كار مىبرد . هنر ويل دورانت مىگويد : « در زمانى كه بايد گفت تازه تمدن آغاز مى - شده در مصر هنر نيرومند و رسيده‌اى را مشاهده مىكنيم كه بر هنر تمام ملتها برترى دارد و جز هنر يونان هيچ هنرى به پايهء آن نرسيده است . . . معمارى باشكوهترين هنرهاى باستانى است ؛ چه در آن ، مراعات دوام و عظمت و در عين‌حال زيبايى و كارآمدى شده و اين عناصر باهم هماهنگ درآمده است . اين هنر از كار سادهء آراستن گورها و نقش كردن ديوار خارجى خانه‌ها آغاز كرده است . در بعضى جاهاى خانه كارهاى سادهء

--> ( 44 ) . Leonardo DA Vinci ( 45 ) . Harvey ( 46 ) . Pliny